معرفی فیلم «پوستی که در آن زندگی می کنم» ساخته پدرو آلمادوار 2

پوستی که در آن زندگی می کنم

 


شنیدن فایل صوتی برنامه

https://soundcloud.com/ekran-1/hrn9pmlgwguh

 

از هفته ی گذشته نمایش عمومی فیلم «پوستی که در آن زندگی می کنم» آخرین ساخته ی پدرو آلمادوار فیلمساز سرشناس اسپانیایی در سینماهای جهان آغاز شد. این فیلم که نخستین بار در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمده و مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفته بود، قرار است امسال به عنوان نماینده ی سینمای اسپانیا برای اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا معرفی شود.

آلمادوار فیلمنامه ی این فیلم را با برداشت آزادی از رمان «رطیل» نوشته ی تیری جانکوئه، نویسنده ی فرانسوی نوشته است. به گفته ی سازندگان فیلم، موضوع اصلی آن «انتقام» است.  داستان درباره ی رابرت لگارد، جراح پلاستیکی است که توانسته پوست ویژه ای بسازد: پوستی که در برابر هر نوع سوختگی و آسیب مقاوم است. رابرت که خاطرات تلخی از گذشته و سوختن همسرش در یک تصادف اتوموبیل دارد، با همکاری خدمتکارش، زن مرموزی را در آزمایشگاه خصوصی خود زندانی کرده است. با ورود پسر سارق خدمتکار به داستان و افتادن اتفاقهای جدید، زوایای تازه ای از روابط پیچیده ی مابین افراد داستان روشن می شود.


برخی از منتقدان فیلم را ترکیبی از فیلمهایی چون «سرگیجه» ساخته ی آلفرد هیچکاک، «پیپینگ تام» ساخته ی مایکل پاول و البته بیشتر از همه «چشمان بدون چهره» ساخته ی جرج فرانجو دانسته اند.

داستان، همانگونه که خود آلمادوار نیز اشاره کرده است، قرابتهایی با داستانهایی چون فرانکشتاین و پرومته دارد ، البته به همراه چاشنی بازی با سکس و جنسیت؛ موضوعاتی که ردپای آنها را در بیشتر فیلمهای آلمادوار می توان دنبال کرد و امروزه به مرور، رویکرد بی پروای او به این دست موضوعات تبدیل به یکی از ویژگی های آثار او شده است.
فیلم تریلری است با چاشنی وحشت و ملودرام. به گفته ی آلمادوار، او علاقه ندارد تا تماشاگرانش تنها با یک گونه ی فیلم روبرو شوند و بیشتر مایل است تا گونه های متفاوت را با یکدیگر بیامیزد.
خود او در پاسخ به این پرسش که آیا فیلمش در گونه ی ترسناک قرار دارد اینگونه می گوید: «آنچه من تلاش کردم انجام دهم این بود که داستان باورپذیر باشد، به شکلی که بتوانیم آن ترس را احساس کنیم. فیلم درباره ی بقا است، و البته سو استفاده از قدرت توسط این جراح. اما در مقابل شخصیت دیگری هم هست، شخصیت ورا که نقشش را النا بازی می کند، او یک جنگجوی بالفطره است و این چیزی است که هرکس به آسانی می تواند آنرا تشخیص دهد.»

آلمادوار 62 ساله در هجدهمین ساخته اش بعد از بیست سال بار دیگر از بازیگر قدیمی خود یعنی آنتونیو باندراس دعوت به همکاری کرده است. باندراس که پیشتر در فیلمهایی چون «ماتادور (1986)» و «مرا ببند، مرا بازکن (1990)» با آلمادوار همکاری کرده بود، در این ششمین تجربه ی همکاری با آلمادوار یعنی فیلم «پوستی که در آن زندگی می کنم» نقش رابرت لگارد، جراح پلاستیک فیلم را بازی می کند. او تجربه ی همکاری مشترک با آلمادوار را اینگونه توصیف می کند که: «ویژگی او تنها محتوای فیلمهایش نیست، بلکه چگونگی تعریف قصه هم هست. یکی از چیزهایی که خیلی از آن لذت بردم، این بود که در همکاری مجدد، آلمادوار را در اوج توان حرفه ای اش دیدم. بازگشت به اسپانیا و بازی کردن به زبان مادری نیز خیلی برایم مفید بود.»
به گفته ی باندراس، یکی از ویژگی های این فیلم بازی کنترل شده ی او است که از روز نخست، آلمادوار بر روی آن تاکید داشته است. باندراس می گوید: «پدرو تاکید داشت که همه چیز خیلی کنترل شده باشد. او می گفت: من نمی خواهم که یک هیولا را بازی کنی آنتونیو. می دانم که برایت خیلی وسوسه برانگیز است، برای اینکه تو این شخصیت را مثل کالیگولا می بینی، شخصیتی که با بازی کردنش به شکل اغراق شده می توانی خیلی توجه جلب کنی، اما من این را نمی خواهم. بلکه برعکس، می خواهم کاملا هشیار باشی و کنترل شده و با خست بازی کنی. برای اینکه فیلم خودش به اندازه ی کافی پیچیده هست.»

اما اینبار آلمادوار به جای پنه لوپه کروز،بازیگر زن محبوبش، النا آنایا را برای بازی در نقش اصلی زن فیلمش برگزیده است. این انتخاب این ذهنیت را برای بسیاری بوجود آورده که از این پس قرار است این بازیگر نقش زن اصلی فیلمهای او را بازی کند.  النا آنایا، پیشتر 9 سال پیش نیز در فیلم با «با او حرف بزن» در نقشی کوتاه در برابر دوربین آلمادوار قرار گرفته بود. خود او می گوید که آن زمان حاضر بود حتا در نقش یک گلدان یا چراغ در فیلمی از آلمادوار ظاهر شود. او در ارتباط با حضورش در این فیلم و همکاری با آلمادوار می گوید:«البته که حضور در این فیلم به من این امکان را می دهد تا خود را نشان دهم، اما این یک ریسک بزرگ هم هست. وقتی که در فیلمی با آلمادوار کار می کنی، بهتره که کارت را درست انجام بدی، چرا که اگر جز این باشه بهتره همه چیز را بگذاری و بری.»

همچون دیگر آثار آلمادوار، استفاده از رنگها در فیلم در حد اعلای خود قرار دارد، بویژه رنگ قرمز که همواره در کارهای او جایگاه ویژه ای دارد. یکی دیگر از نکاتی که اغلب منتقدان از آن تعریف کرده اند، فیلمبرداری خوب فیلم و قاب بندی های زیبای خوزه لوئیس آلکین، فیلمبردار و همکار ثابت اکثر فیلمهای آلمادوار است.

منتقدان به طور عمده فیلم را پسندیده اند و می شود گفت به طور کلی در اکثر موارد فیلم موفق شده است تا 4 ستاره از 5 ستاره ی منتقدان را دریافت کند. در رده بندی وب سایت سینمایی آی ام دی بی و نظرسنجی از تماشاگران نیز فیلم در وضعیتی مشابه قرار دارد. بسیاری از منتقدان در نقدهایشان فیلم را با آثار آلفرد هیچکاک مقایسه کرده اند، هرچند اعتقاد دارند پرداخت آلمادوار عمق و قدرت کارهای هیچکاک را ندارد، در عوض پرداخت شیطنت آمیز و چرخشهای عجیب و گاه سوررئال قصه آن را تبدیل به فیلمی سرگرم کننده کرده است که حتی اگر شیفته ی آن نشوید، باز هم دیدنش را به دیگران توصیه خواهید کرد.

مشخصات فیلم:

پوستی که در آن زندگی می کنم
The Skin I Live In

زمان: 117 دقیقه

نویسنده: پدرو آلمادوار
بر اساس رمان «رطیل» نوشته ی تیری چانکوئه
کارگردان: پدرو آلمادوار
بازیگران: آنتونیو باندراس، النا آنایا، ماریسا پاردس، جن کورنت

مدیر فیلمبرداری: خوزه لوئیس آلکین
تدوین: خوزه سالکدو
موسیقی: آلبرتو ایگلسیاس

محصول 2011 اسپانیا
بودجه ی تولید(تقریبی): 13 میلیون دلار

تیزر فیلم:



http://www.youtube.com/watch?v=zlZgGlwBgro&feature=related

 

 

 

 

/ 0 نظر / 58 بازدید